خونه مامانمم، همسر سابقم با برادرش اومدن خونمون نذری ببرن، پسر عمومم همراه مامانش اومده (روم کراشه!) منم دیرم شده موندم چجوری بپیچونم چون خونه دوس پسرم دعوتم ... فردا هم برام خواستگار میخواد بیاد!!
زندگیم شبیه خوابهاییه که بعد خوردن عرق با ماکارونی انقدر تگری زدی بعدش بیهوش شدی میبینی!!!