<?xml version='1.0' encoding='utf-8' ?>
	<rss xmlns:dc='https://purl.org/dc/elements/1.1/' xmlns:content='http://purl.org/rss/1.0/modules/content/' xmlns:slash='http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/' xmlns:atom='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' version='2.0'>
	<channel>
	<title>دنیای موازی</title>
	<link>https://parallelworld.blogix.ir</link>
	<atom:link href='https://parallelworld.blogix.ir/rss' rel='self' type='application/rss+xml' />
	<description>دنیای موازی دنیاییه که میتونه در راستای دنیای تو اما تو مکان دیگه، زمان دیگه و حالات دیگه وجود داشته باشه اما تو نمیبینیش. اینجا اومدم هم خودم ببینمش هم شما</description>
	<language>fa</language>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Thu, 13 Aug 2026 04:29:19 +0330</lastBuildDate><item>
				<title>تا حالا ازین کابوسها دیدین؟</title>
				<link>https://parallelworld.blogix.ir/post/12</link>
				<description><![CDATA[<p>خونه مامانمم، همسر سابقم با برادرش اومدن خونمون نذری ببرن، پسر عمومم همراه مامانش اومده (روم کراشه!) منم دیرم شده موندم چجوری بپیچونم چون خونه دوس پسرم دعوتم ... فردا هم برام خواستگار میخواد بیاد!!</p><p> </p><p>زندگیم شبیه خوابهاییه که بعد خوردن عرق با ماکارونی انقدر تگری زدی بعدش بیهوش شدی میبینی!!!</p>]]></description>
				<pubDate>Thu, 13 Aug 2026 04:29:19 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://parallelworld.blogix.ir/post/12/comment</comments>
				<dc:creator>عسلم</dc:creator>
				<guid>https://parallelworld.blogix.ir/post/12</guid>
				<slash:comments>5</slash:comments>
			</item><item>
				<title>بن بست... پلاک ۱۵</title>
				<link>https://parallelworld.blogix.ir/post/11</link>
				<description><![CDATA[<p>باز رفتم همون بن بست ، خونه پلاک ۱۵ متروکه شده بود ... اخرین خونه بن بست ... پنجرم شکسته بود ... خونه ظلمات ... باورم نمیشه ...</p><p>استخونهای عجیب کف آسفالت دم در ورودی ... محمد میگه کار مرجانه میخواد مارو طلسم کنه سر همینه همیشه دعوا داریم ... - محمد تو مست میکنی میکشی توهم میزنی تقصیر مرجانه؟؟؟ - آره جون عسل من اینطوری نبودم ...</p><p>....</p><p>زنگ ممتد در ... یکی وحشیانه درو میزنه ... به در اعتباری نیست با یه لگد باز میشه ... من خشکم زده زمان وایساده ... صدا زنگ قطع نمیشه ... هروز این سناریو تکرار میشه و هربار هم من لجبازی میکنم هم اون ... هربار زنگ ممتد ... هربار در باز کردن من ... عربده ... دعوا... فحش و تهدید ... بعدش کوتاه اومدن من ... بعدش قربون صدقه و التماس اون ... محبتهای بی پایانش ... عشق نابش ... </p><p>کوچه تاریکه . هیچکس نیست مثل همون وقتا که هربار تو کوچه جیغو داد میکردیم انگار آدمی اونجا ساکن نبود ..‌. </p><p>برمیگردم پیش دوستم لبخند میزنم بهش و سوار ماشین میشمو میریم ...</p><p>یک روز این غصه یه آدمو داغون میکنه دختر تو چرا از پا درنمیای پس؟؟؟ هشت ماه ... دو سال ... شاید سه سال ... نمیدونم کی تموم شد ... فقط خیلی دوره</p><p>زندگی من یک روز پیشش هم دوره ...</p>]]></description>
				<pubDate>Thu, 13 Aug 2026 03:08:55 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://parallelworld.blogix.ir/post/11/comment</comments>
				<dc:creator>عسلم</dc:creator>
				<guid>https://parallelworld.blogix.ir/post/11</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			</item><item>
				<title>چرا از دید آدمها مسخرس بریم مهدبزرگسال؟</title>
				<link>https://parallelworld.blogix.ir/post/10</link>
				<description><![CDATA[<p>منتظر نشستم تا مهدبزرگسالم شروع شه ... فیلم زنده شورم دیدم ظهر ... نمیدونم چی فکر کردم که این فیلمو و ایونت مهدو یک روز انداختم ... احتمالا تسمه تایم پاره کنم!!!</p><p>فیلمو براتون میگم فقط در همین حد بدونین که دو ساعت نویسنده رو احساساتم عربی میرقصید ... درحال حاضر که این پستو مینویسم با لباس سرخابی نشستم تا مهدم شروع شه 😄</p>]]></description>
				<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 18:47:41 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://parallelworld.blogix.ir/post/10/comment</comments>
				<dc:creator>عسلم</dc:creator>
				<guid>https://parallelworld.blogix.ir/post/10</guid>
				<slash:comments>2</slash:comments>
			</item><item>
				<title>امروز برنامه چی باشه؟</title>
				<link>https://parallelworld.blogix.ir/post/9</link>
				<description><![CDATA[<p>سرم درد میکنه نتیجه شب ها نخوابیدن😕</p><p>پس این عوارض کات کردن کی قراره تموم بشه؟؟؟ (بعدا اینو بیشتر توضیح میدم)</p><p>ساعت یازدهه هنوز رو تختم ... برا ساعت دو بلیط سینما دارم .... برا ساعت ۶ خودمو مهدکودک ثبتنام کردم تا ۸:۳۰ خسته شم کنار همسالام بعد بیام بگیرم بخوابم ... امیدوارم جواب بده ... هیچی سرگرمم نمیکنه🥺🥺🥺</p><p> </p>]]></description>
				<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 11:00:54 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://parallelworld.blogix.ir/post/9/comment</comments>
				<dc:creator>عسلم</dc:creator>
				<guid>https://parallelworld.blogix.ir/post/9</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			</item><item>
				<title>سؤال</title>
				<link>https://parallelworld.blogix.ir/post/8</link>
				<description><![CDATA[<p>مغزم دوباره هایپراکتیو شده و نمیخوابه</p><p>چیکار کنم؟</p>]]></description>
				<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 02:54:45 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://parallelworld.blogix.ir/post/8/comment</comments>
				<dc:creator>عسلم</dc:creator>
				<guid>https://parallelworld.blogix.ir/post/8</guid>
				<slash:comments>2</slash:comments>
			</item><item>
				<title>کشور دوست و همسایه داره صابخونه میشه</title>
				<link>https://parallelworld.blogix.ir/post/7</link>
				<description><![CDATA[<p>افغانستانیا عجیب ترین مردم کره زمینن ...</p><p> امروز تو محل کار دو ساعت صحبت کردیم که نصف بچه ها مثلا این هفته حقوق بگیرن نصف بچه ها هفته بعدش ... یعنی هر فرد یک هفته در میون حقوق میگیره که برا من پرداختش راحت بشه اوناهم پولشون خرد خرد نشه یکجا بگیرن ... همه راضی بودن... اومدم بیام بیرون یکیشون گفت خب این هفته نوبت کدومامونه؟ گفتم برا من فرق نداره خودتون تصمیم بگیرید بمن اطلاع بدین یکی دیگشون گفت نمیشه این هفته برا همه بریزید؟؟؟ </p><p>واکنش منو تصور کنید با این پیش زمینه که یک سال و نیمه با افغانستانیا و رفتارهای بشدت عجیبشون به مرز جنون رسیدم؛ ... سرپرستو صدا کردم گفتم بیا تحویل بگیر 😒 اینا هرکار میکنی مینالن و میرسن نقطه اولشون ...</p><p>الان قشنگ درک میکنم چرا کشورشون هیچوقت درست نمیشه! امیدوارم ما هیچوقت مث اونا نشیم</p><p>بنظرم طمع زیاد، خودخواهی، چشمو هم چشمی، فرقه گرایی شدید چه دینی چه قومی و خودشیفتگی جامعه ... میتونه علتش بشه که اینستاگرام و یوتیوب و ... دارن کمک میکنن به ایجادش</p>]]></description>
				<pubDate>Mon, 10 Aug 2026 17:54:36 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://parallelworld.blogix.ir/post/7/comment</comments>
				<dc:creator>عسلم</dc:creator>
				<guid>https://parallelworld.blogix.ir/post/7</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			</item><item>
				<title>جا قهوه چی بوده؟🤔</title>
				<link>https://parallelworld.blogix.ir/post/6</link>
				<description><![CDATA[<p>یه چیز بگم؟ از قهوه دیشب تا الان که سی ساعت گذشته هنوز خوابم نبرده!!!!!!!</p><p>حاجی بابت جنس نابت، پولش حلالت😆</p>]]></description>
				<pubDate>Mon, 10 Aug 2026 01:01:00 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://parallelworld.blogix.ir/post/6/comment</comments>
				<dc:creator>عسلم</dc:creator>
				<guid>https://parallelworld.blogix.ir/post/6</guid>
				<slash:comments>1</slash:comments>
			</item><item>
				<title>زندگی سورپرایز کنندس</title>
				<link>https://parallelworld.blogix.ir/post/5</link>
				<description><![CDATA[<p>این روزا تعهد تو رابطه خیلی معنی گسترده ای داره اما قبلا یه معنی داشت؛ با هیچ اقایی ارتباط نداشتن وقتی متعهدی!</p><p>ینی نه جاست فرند، نه ارتباط کاری، نه رفیق دانشگاهی نه هیچ کوفت و زهرماری اصن معنی نداشت دههههه... 🫤</p><p>خود خانومه هم این چارچوب جز فرهنگش بود اصلا زورش نمیکردن...</p><p>همون موقعها تعهد برا من هییییچ معنی نداشت ینی نمیفهمیدم نباید با اقایی ارتباط داشته باشی وقتی متعهدی.</p><p>از نظرم همه اقاها گوگولی بودن دوستم بودن خیرخواهم بودن🤣 تو عالم خاصی سیر میکردم که فقط من توش بودم😆 بخدا ادا نبودا مغزم جور دیگه ندیده بود اما اینکه مغزم کجا اموزش دیده بود الله اعلم ... </p><p>حالا بعد اینهمه سال ما متعهد شدیم بقیه مث قدیم ما!!!</p><p>الان مغزم هنوز مث قدیمه تعهد نمیفهمه اما باقی سلولهای تنم جز به جز متعهدن به کسیکه نیست اما سه سال برام از تعهد گفت (البته که خودش متعهد نبود🤣)</p>]]></description>
				<pubDate>Mon, 10 Aug 2026 00:27:59 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://parallelworld.blogix.ir/post/5/comment</comments>
				<dc:creator>عسلم</dc:creator>
				<guid>https://parallelworld.blogix.ir/post/5</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			</item><item>
				<title>شبهای بی تو</title>
				<link>https://parallelworld.blogix.ir/post/4</link>
				<description><![CDATA[<p>شبا که تنها میشم هرچی تروما و بخش ناسالم دارم دسته جمعی میان سراغم میگن اول من اول من</p><p>بابا امون بدین نمیدونین من نقطه ضعفم شماهایید راحت میلغزم؟؟</p><p>جذاب و سکسیه میگه وا بده دختر تعهد به کی؟؟؟ هرکیو دیدی بده فقط بددددههههه!!</p><p>اهمال گرایی همزمان با رفیقش کمالگرایی میگه کلا رو مبل ولو شو، اینهمه کار کردی چیشد؟</p><p>اضطراب و ADHE میاد تنگش، مبلها کجه گازو نشستی اخ لوازم ارایشا ولوعه... ای بابا لباس تعمیریا، چاه گرفته یک ماهه درستش نکردی ... خونت چقد کثیفه (همه چی داره برق میزنه ها)</p><p>کمالگرایی چشمک میزنه:  تو هیچوقت کاراتو تکمیل نمیکنی اینهمه کار نکرده داری ولش کن اینستا فقط</p><p>این نمیدونم اسمش چیه اما هرشب میگه بزن بیرون تا صبح تو خیابون باش عین پیرزنا نشستی خونه</p><p>کرم درون میگه برو سراغ فلان پسر از من مایه بذار🤣</p><p>گندشون میاد میگه چرا وارد رابطه سمی نمیشی عشقم برگرد به همه اکسات باهم تا خووووب از تنهایی درای</p><p>منو با اینا تنها نذارید ...🫠🫠🫠</p><p> </p>]]></description>
				<pubDate>Sun, 09 Aug 2026 22:21:53 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://parallelworld.blogix.ir/post/4/comment</comments>
				<dc:creator>عسلم</dc:creator>
				<guid>https://parallelworld.blogix.ir/post/4</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			</item><item>
				<title>قیافه پولداری</title>
				<link>https://parallelworld.blogix.ir/post/3</link>
				<description><![CDATA[<p>بخدا نمیفهمم مردم رو چه حساب قیافه منو میبینن فکر میکنن من پولدارم و بدتر اینکه توقع دارن چیزی هم عایدشون شه!!! اخه چراااا؟؟؟</p><p>امروز داشتم از سرکار میرفتم سمت مترو تو ظل آفتاب (یک عدد پولدار بی ماشین هستم) با تلفنمم حرف میزدم ﴿برند شیائومی) یه اقای ظاهرا محترم با تیپ مردونه حدود پنجاه ساله تر تمیز و استایل کارمند اداری حین تلفن صحبت کردنم یهو پرید وسط که میشه به من پول بدی؟؟؟ </p><p>بخدا خشکم زد میخاستم همون وسط گیسای خودمو اونو بکنم اخه لعنتی تو داشتی مسیرتو میرفتی چیشد فک کردی من باید بهت پول بدم؟؟؟ </p><p>بخندم نخندم...</p><p> هنوز باورم نمیشه تصور کن بابات تو خیابون جلو یه دخترو بگیره بگه بهم پول میدی؟؟؟</p><p>حتی نگفت دخترم... حتی نگفت کمکم کن... فقط گفت پول بده😐</p><p>اگه من مبتلا به فوبیای تلکه شدن توسط افراد ناشناس شدم همینجاها دنبال ریشش بگردین🥺</p>]]></description>
				<pubDate>Sun, 09 Aug 2026 19:34:26 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://parallelworld.blogix.ir/post/3/comment</comments>
				<dc:creator>عسلم</dc:creator>
				<guid>https://parallelworld.blogix.ir/post/3</guid>
				<slash:comments>4</slash:comments>
			</item></channel>
	</rss>